معماری ما

تجربه را تجربه کردن خطا ست
معماری ما
همراهی با خبرنامه‌ی معماری ما
آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۶، ۱۱:۱۹ - navid ti
    assa

چگونه "مردم" نباشیم؟

محمد فرید مصلح |

با نگاه به کتاب نقد بازی
می خواهم قوی ترین نیرو و موتور تغییرات را معرفی کنم. چیزی که با بررسی دیروز و در حال حاضر آینده را می سازد و اسمش را می گذاریم نقد!
با نگاهی به تاریخ معماری خواهیم دید که حقیقت ها نیستند که مسیر حرکت آینده را مشخص می سازد، که این واقعیت است که همه چیز را مشخص می کند (نقل به مضمون از بلوری و برداشت نگارنده)برداشتی که مردم از هنر دارند و قوی ترین مردم منتقدین آن ها هستند که در قامت تاریخ، به سبک ها و مکاتب حرکت داده اند. کسانی که با بیان دیدگاه ها و برداشت های خود به مردم خفته و خواب آلود شهر چیز هایی را نشان می دهند که فعالانه رفتار کنند.
یکی از عادات جالب مردم آن است که اگر راجع به چیزی که تا به حال راجع به آن فکر نکرده اند، نظرت را بگویی، احتمالا آن را درست می پندارند و خود آن را ترویج می دهند. ( به تلگرام خود نگاهی بیندازید!)


حداقل دوست دارم در حرفه ام -معماری- جزو منتقدین باشم تا مردم! اما باید چه کار کنیم؟

آقای دنیس شارپ، وقتی خواست نقد معماری را تعریف کند، پیش از هر چیزی به یک نکته اشاره کرد:
ما باید بین تئوری معماری، تاریخ معماری و نقد معماری تفاوت قائل شویم. هر روز آدم های بسیاری که در تاریخ هنر و معماری تحصیل می کنند و معماران علاقه مند به تئوری و درگیر فضای آکادمیک،خود را یک منتقد می پندارند. در کل منتقد تربیت نمی شوند، بلکه از پیش زمینه های گوناگونی ظاهر می شوند. هر چند به تازگی واحدهایی راجع به نقد معماری در مدرسه های معماری به وجود آمده است. منتقد معماری در اصل از حرفه یا مستفیما از ژورنالیسم برمی آید. اشتباه است اگر بگوییم نقد معمارانه یک نظام و دانش دقیق است.
برای نگاه انتقادی باید کنجکاو بود و طرح سوال کرد. بیان مناسب داشت و به صورت مداوم دید و به کسب تجارب پرداخت و آن ها را ذخیره کرد. برای منتقد بودن باید شخصیت انتقادی داشته باشیم.
اما همین حالا هم نقد جاری است و کافی است که آگاهانه آن را کنترل کنید:


از صبح که در کارگاه طرح هستید و روی کارهای دوستانتان نظر می دهید تا وقتی که اساتید کرکسیون می کنند همگی نقد هستند. حتی بعد از کرکسیون، نقد اساتید را هم نقد کنید. مجله معمار، هر سال کارهایی را بر می گزیند و در اصل نقد می کند. در خیابان به ساختمان های اطراف نگاه بیندازید و طرح سوال کنید. به سایت های مختلف رجوع کنید و طرح ببینید. حال نیاز به یک تریبون دارید تا حرف هایتان را به گوش دیگران برسانید و بازخورد بگیرید. همین وبلاگ ها پله های اول اند! این یک شروع برای تقویت شخصیت منتقدانه است.

اینچنین کم کم "مردم" نیستید و خط دهنده ی به مردم می شوید. سطح عمومی مردم را بالا می برید و شاید درصدی در رشد معماری این مرزوبوم سهیم باشید، یکی از راه هایی که دکتر مهدی حجت برای اعتلای وضع کنونی معماری پیشنهاد دادند ( بالا بردن سطح فهم معماری مردم)

پی نوشت:
مطلب فوق پس از مطالعه ی کتاب نقدبازی ایمان رئیسی نگاشته شد و نقل قول ها و خط های فکری از آن است.
کتاب "نقد بازی"، سلسله مقالاتی است که به کوشش ایمان رئیسی نگاشته یا ترجمه شده و برای آشنایی با نقد در معماری توصیه می شود.


نظرات (۲)

  • فردین طهماسبی
  • دست مریزاد. دیدگاه خیلی درستی از نقد (به مثابه یک رفتار، و نه ابزار) ارائه کردید که به نظر من صحیح بود. درمورد نقش نقد در ارتقاء سلیقه ی عمومی هم با شما هم سو هستم اما اون جمله ی انتهایی "خط دهنده به مردم خواهید شد." بنظرم خیلی رسولانه (!) نوشته شده. و دیگر اینکه اون جمله "اشتباه است اگر بگوییم نقد معمارانه نظام و دانشی دقیق است." رو خیلی باهاش موافق نیستم. 
    کتابی هست تحت عنوان "معماری و اندیشه نقادانه" نوشته "وین اتو" و فکر کنم انتشارات فرهنگستان هنر نشرش داده بود. این کتاب اصول و دسته بندیهای مختلف ارائه شده برای نقد معمارانه و همینطور چالشهای موجود برای هریک رو به خوبی تشریح و فهمش رو تسهیل میکنه. فکر میکنم با خوندن این کتاب نسبت به جمله ای که به کار بردید قدری تجدید نظر کنین.
    در کل متن خوب و استخوان داری بود. لذت بردم. ممنونم از شما.
  • محمد فرید مصلح
  • با سلام خدمت آقا فردین عزیز
    اولا که نظر لطف شماست و متشکرم که مطلب من رو مطالعه نمودید.
    اما راجع به دو ایراد، اولی از نگاه ایده آلیست من بر می آید که به مرور زمان درست می شه :)
    ایراد دومی که وارد کردید، نقل قولی از آقای دنیس شارپ بود. به برداشت بنده، ایشون منتقد شدن در معماری رو بیش تر تجربی و تمرینی می داند. هر چند خود او نقد رو طبقه بندی می کنه و تعاریفی از آن بیان می کند.
    نقد رو بی چارچوب دانستن کمی شک برانگیزه و حتما کتابی که توصیه فرمودید رو مطالعه خواهم کرد.
    دو مبحث نباید خلط بشه: یک نقد، آیا بی چارچوبه یا با چارچوب و نظام. دو، منتقد شدن بی چارچوبه یا با چارچوب؟

    من بیش تر در این پست، سعی کردم روی منتقد شدن تمرکز کنم و «شیوه ی منتقد شدن ژورنالیسمی و تجربی» رو نشان بدهم.
    ولی حتما پس از مطالعه ی کتاب آقای اتو، راجع به خود نقد نیز صحبت خواهیم کرد. با تشکر و با عرض پوزش از طولانی شدن این نظر 

    نظرات خود را در زیر بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی