معماری ما

تجربه را تجربه کردن خطا ست
معماری ما
همراهی با خبرنامه‌ی معماری ما
آخرین نظرات

پارادایمهای ذهنی ما

فردین طهماسبی |


این پست ماهیت علمی و اثبات شده ی دانشی نداره و تنها در حد گریزهای ذهن پر فراز و نشیب نویسنده است و البته قضاوت درمورد میزان به ثمر نشستن و ثمربخش بودن آن برعهده خود شماست. لطف کنید پس از خوندن متن نظر خودتونو هم درمورد ماهیت ادبی نوشتار و هم درمورد مضمون کلام اعلام کنید. ممنون از توجهتون.


بحث من بر سر پارادایم های ذهنی و الاخص تفکر قالبی ماست. تفکر قالبی به معنای تفکر در قالب یک کتگوری خاصی از کلیه اشکال هندسی. الان بقول استاد بزرگوارم جناب آقای موذن زاده نزد اکثر معماران ما و گذشته ما، مربع در پلان شکل کاملتری بحساب میاد و این منحصر به زمان حاضر نیست. نگاهی ساده به پلانهای بناهای قدیمی این مسئله رو نشون میده که اغلب معمارا با شکل مربع یا اشکال نظیر اون (مثل مستطیل متناسب) راحت تر و آزادانه تر کار میکنند تا اشکال دو بعدی دیگر.
همین الان ما سر طرحمون تا یه پوستی به استاد نشون دادیم، این یکی استاد بزرگوارم جناب آقای رحیم زاده ی عزیز فرمودند که تو مستطیلی که دو ورش پخ خورده چطوری پلانو سازماندهی میکنین؟!
اینها خودش گواه این مسئله است که انسان با فرم مربع راحت تر برخورد میکنه تا فرمهای دیگه و این امر مسبوق به سابقه است و مال یه روز و دو روز هم نیست.

برگردیم به عقب....
هممون میدونیم که معماری انسانها از کجا شروع شد. درسته؟ 
از همون اولین لحظه ای که انسان سنگی رو در گوشه ای گذاشت تا سرپناهی درست کرده باشه یا اون موقعی که غار رو مرتب و احیانا ساماندهی میکرد معماری بوسیله انسان رو شکل داد. (معماری در ابعاد مختلفش)

حالا تصور کنید که این انسان میخواد از غار بیاد بیرون. به هر دلیلی. یکی از اولین متریالهای نسبتا پیشرفته ای که در اون زمان کشف میکنه (و نه اختراع!) احتمالا چیزی شبیه خشت بوده.  خب. حالا ما یک انسانی داریم که اومده میخواد با خشت یه خونه بسازه. یک جسم مربع یا مستطیل شکل. ناخودآگاه ذهنش به سمت مربع میره. چون هم متریال روش تاثیر میذاره. هم اینکه همنشینی این متریال در قالب دیوارهای صاف راحتتره تا دیوارهای منحنی.
 بعد ها انسان این خشت رو پرورش میده و تبدیل میشه به آجر. بعد انواع و اقسام مختلف آجر رو بوجود میاره که تا همین عهد پهلوی در ایران به طور جالبی مصرف میشدند. بعدها هم بلوکهای سفالی و سیمانی و بتنی که خودشون انواع مختلفی دارن ایجاد شد.

پس عملا انسان یک خشت اختراع کرد و از این خشت شروع کرد انواع متریالهای جدید رو بوجود آوردن. حالا اگر انسان اولیه بجای خشت، چیز دیگری با رفتار و نحوه مصرف و شیوه تهیه کاملا متفاوت پیدا میکرد چی؟ نمیدونم اگر برگردیم عقب چقد این احتمال وجود داره ولی الان میبینیم که انسانهای اولیه با ایجاد خشت شروع به تکمیل اون کردن تا عصر حاضر. یعنی دنبال راه های دیگه ای بجز خشت برای پاسخ دهی به نیازشون نرفتن. راههایی که متفاوت با خشت باشه و در اثر تکمیلشون هم متریالهای کاملا جدیدی بوجود بیان.

حالا ما در سنوات اخیر یه تفاوت میبینیم. و اون مقوله ایست بنام "ابرخشت". یعنی یک شیرپاک خورده ای بنام نادر خلیلی میاد و به نیاز انسان، یک پاسخ دیگه ای متفاوت از خشت، آجر، سفال، بلوک و ... به اشکال متداول امروزی میده. یک سیستمی که نه خشته نه آجر و نه حتی از اونها براومده یا مقدمه ایجاد اونها بوده. میشه گفت نادر خلیلی دانسته یا ندانسته برگشته به زمان اولین انسانی که میخواست خشت رو کشف کنه و بجای خشت، با یک تفکر دیگری، ابرخشت رو ایجاد کرده که کلا سیستمش متفاوته. خب همین ابرخشت رو بگیریم سی چهل سال دیگه احتمالا به همین شکل نمیمونه و دچار تغییر و تحول میشه و اشکال پیشرفته تری میگیره.

عزیزانی که با ابرخشت آشنا هستند میدونند که ابرخشت در سیستم نادر خلیلی برای پوشش گنبدی سقف، در اشکال دایره ای مصرف میشه. یعنی پلانمون همش دایره ایه. اتاقا، سرویسا، پذیرایی، هال و ... همشون دایره اند و هیچ کدوم مربع نمیشن (مگر در کاربردهای دیگری از ابرخشت) حالا بیاین تصور کنیم که انسان اولیه بجای خشت، ابرخشت میساخت. یعنی اتاقا، فضاها، حیاطا و ... همشون دایره ای شکل میشدن. خب اونوخ چی میشد؟! در این شرایط پلان مربع همونقدر برامون نامانوس بود که الان دایره برامون نامانوسه. اونوخ به قدمت معماری مسکن، بشر در ساختمانهای دوار و گرد زندگی کرده بود و الان کل خونه هامون دایره ای بودن و اصلا تمایلی به سمت مربع و ... نداشتیم.

یه مرحله بالاتر، الان اکثر ابزاری که طراحان صنعتی طراحی میکنن در قالبهای مکعبی هستن. علتش هم که مشخص شد. خب اگر به زندگی در محیط های دوار عادت داشتیم، الان احتمالا اکثر مبلمانا، وسایل الکترونیکی، ابزارای روزمره، وسایل خونه و ... همه تو مایه های دایره طراحی میشدن و طراحی در قالب مربع یک حرکت آوانگارد تلقی میشد و استاد رو نگران میکرد که این دانشجو تو فضای مربع شکل چجوری میخواد ساماندهی کنه!

حرف اصلی من در این بیان خلاصه میشه: انسان با کشف کردن خشت تا مدت مدیدی دیگر سراغ متریالهایی از گونه ی دیگر نرفت و به همان انواع خشت بسنده کرد. فرمهای مساکن، ادارات، مدارس، مساجد و ... و حتی فرمهای ابزار مورد استفادمون ناشی از همین گرایش دیرینه و کهن به مربعه. شاید خود انسان اولیه هم متوجه نبود که این حرکت انقدر اثر گذار خواهد بود.
حال آنکه اگر این انسان عزیز بجای خشت یه متریالی با یک رفتار دیگر در یک فرم دیگر کشف میکرد زندگی الان ما به طور کلی دگرگون میشد. چون اونوخ فرمی که انسان در طول سالیان متمادی بهش خو گرفته بود، دیگه مربع نبود. و احتمالا اگر این متریال کشف میشد، الان نادر خلیلی نامی پیدا میشد میومد بجای اون متریال، خشت یا آجر رو کشف میکرد و من الان اینجا مینوشتم که اگر انسان اولیه بجای فلان متریال، به آجر فکر میکرد الان وضعیت کاملا متفاوت بود و ...
:)
ببخشید سرتون رو درد آوردم.

نظرات (۴)

  • پریسا نجفی
  • من خوندم!:) جالب بود!
    من هم یه زمانی برام جای سوال داشت و یه جا خوندم که انسان از همون ابتدا به این پی میبره که موجود کاملی نیست و ناقصه و این نقص انسان توی معماری جلوه میکنه و با اشکال هندسی منظم در پلان ها و... نوعی از تکامل و قدرت خودشو نشون میده تا نقص خودش رو جبران کنه و حالا قطعا میدونیم که ساده ترین نوع خط قابل ملموس برای هربشری خط راست ه پس به نظر من حتی اگه به عقب برگردیم حتی همین الان و با این معلومات بشر به عقب برگرده همه چیز همونطور که باید پیش میره و نادر خلیلی هم سر جای خودش پیداش میشه :) 
    ولی فکر کردن به این موضوع که اگه این نبود چی میشد آدم و قلقلک میده و هزار تا سوال که با وجود بعید بودن بازهم جالبه و به نظرم شاید یه روزی یه جایی یه جور دیگه باعث یه چیزای دیگه بشه :) 
    ممنون از این نوشته. موفق باشید.
    پاسخ:
    ممنون از توجه شما :)
    جالب بود، همین که این مسائل در ذهنمون مطرح میشن حتی اگر قرار نباشه چیزی رو اثبات کنیم یا به نتیجه برسونیم، خوبه. هر تغییری با مورد سوال قرار دادن یک اصل به وجود میاد. هرچه قدر ما به لحظه ی حال و اینکه الان داریم چه کار میکنیم توجهمون بیشتر جلب میشه، بیشتر گرایش به تغییر پیدا میکنیم، اینکه چرا اینجوری باشه، چرا به یک صورت دیگه ممکن نباشه! این مسئله تو زمان داره خودش رو نشون میده، خیلی چیزها در حال تغییر هستن، اینکه بشر در یک دوره ی زمانی جز درجا زدن و تکرار کار دیگری نکرد شکی درش نیست ولی خیلی موارد هستن که رنگ می بازن و جاشونو به چیزهای متفاوت تر میدن، ذهنیت ما باز تر هست و مطمئنا ذهنیت آیندگان از ما بازتر و متفاوت تر است و برای اون ها ما موجوداتی یکنواخت به نظر میایم. فکر به این موارد هم جالبه و هم مفید، از همینجا تغییرات ایجاد میشن. البته این مسئله که مسیر بشر رو به یک سمت دیگه برده فقط مربوط به معماری نیست، زندگی بشر چندین سال است که تحت یک سناریو همیشگی بوده و تغییرات رو باید از نگرش بشر ایجاد کرد.
    پاسخ:
    ممنون از توجهتون
    مساله ای که مطرح کردین؛ ثابت موندن سیکل زندگی بشر برای دوره ی طولانی یا شاید بشه گفت سرعت کم پیشرفت در این دوران، نکته خوبی بود. خودم خیلی موقع نگارش درگیرش شده بودم که خب بالاخره اونا داشتن چیکار میکردن این همه سال :) شاید این کم بودن سرعت رو بشه با تکنولوژی روز، انتظارات مردم، تفکرات اجتماعی و این چیزا توجیه کرد
    متشکر
  • محمّدعلی هنردوست
  • ممنون از نوشته تان
    چند نکته حین خواندن متن بذهنم رسید خدمتتون عرض میکنم
    مسبوق به سابقه بودن که درحقیقت همان هویت مارو شکل داده در تکمیل سخنتون باید بگم نه تنها قابل احترامه بلکه ما آنچه که هستیم را وامدار هویتمان و همه آنچه که در گذشته و حالی که تبدیل به گذشته میشه ،هستیم.
    نکته بعدی در رابطه با آغاز معماریست بحثهایی در رابطه با لغت معماری و مفهومش ان شاالله در سایت خواهیم داشت اما در کل آنچه که بنده به عنوان معماری میشناسم تنها ساختن یا بهره برداری یا مرتب کردن نیست و گاهی معماری کردن تنها با یک "انتخاب کردن" رخ میدهد بعبارتی انسان اولیه به محض آنکه مکانی رو برای سکونت یک روزه یا یک ساله ویا nساله خود "انتخاب کرد" معماری کرد.
    هر گام ما یک گامی کوچک برای یک انسان(خودمان) و جهشی بزرگ برای بشریت است.
    با استناد از جمله معروف آمسترانگ هنگام پا نهادن در ماه
  • مینا یاسمی
  • خب فکر کردن همیشه چیز خوبیه :)
    از این نوشته میشه به این هم رسید که آشنایی زدایی کنیم و فکر کنیم که واقعن حالا دایره بهتره یا مربع.. به نظرم آنچه که انسان ها طی سال ها بر اساس سابقه انتخاب کردن قطعن مزیاتی داشته ... و ما میتونیم آنها را پیدا کنیم  و نکته ی دیگه اینکه انسان ها از قدیم الایام با گنبد و فرم های دایره ای هم آشنا بوده اند و ما مثلا خونه های اسکیمو ها رو می بینیم که خب بر اساس اقلیم و مصالح پلان دایره هم دارن.. و نکته ی مهم اینکه خب در اون اقلیم هم این توجیه داره و کمترین سطح تماس با هوای خارج با این فرم به دست اومده و به چیزای دیگه ارجحیت داده شده...
    به همه ی نکات میشه فکر کرد.. خیلی خوبه که مطرح شه و راجع بهشون صحبت
    ممنون از نوشتتون

    نظرات خود را در زیر بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی