معماری ما

تجربه را تجربه کردن خطا ست
معماری ما
همراهی با خبرنامه‌ی معماری ما
آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۶، ۱۱:۱۹ - navid ti
    assa


اکنون حدود دو ماه است که دانشگاه شروع شده و به محیط آتلیه هایتان بازگشتید (البته امیدوارم در این فاصله ارتباطتان را با طراحی قطع نکرده باشید). رایحه آشنای چسب فوم و چوب بالسای لیزر شده و همهمه های دلنشین کلاسهای طراحی اتفاقات خاطره انگیز دور و بر شما هستند. چند نکته هستند که در نظر داشتم با شما مخاطبین (و احتمالا دانشجویان ترمهای پایینتر) درمیان بگذارم. این نکات مطالبی هستند که شما احتمالا خودتان به بخش عمده آنها در آینده میرسید اما من شخصا ترجیح میدادم کسی اینها را از ابتدا به ما میگفت. هریک از خوانندگان ممکن است به تجربیات مختلفی در طول دوره تحصیلشان برسند. تعدادی از این تجارب را در پستهای قبلی هم با هم مرور کردیم اما این دفعه قصد داریم جسارتا به تجاربی که بیشتر مربوط به کارهای ترمهای اولیه میشوند بپردازیم. به این نکته توجه اکید کنید که اگر احیانا خواندن این پست نکته ای به دانسته های ارزشمند شما اضافه کرد، به معنی این نیست که نگارنده تک تک این موارد را خودش رعایت کرده بلکه تعداد بسیار زیادی از این موارد چون شخصا رعایت نکردم و نتیجه آنها را دیدم، به تجربیاتم اضافه شدند!



شب زنده داری الزاما یک ضرورت نیست!

حقیقتا از فکر کردن به این نکته هم متاسفم اما خیلی از ما دانشجویان معماری قابلیت مدیریت زمان مناسبی نداریم! زمانی که اساتید ما میگویند موقع تحویل فلان طرح دانشجویی زمان خودشان، یک هفته بیدار میماندند، این سوال پیش می آید که اگر یک دانشجوی امروزی هم برای پروژه مشابه همین مقدار زمان صرف کند، با درنظر گرفتن تفاوت بین ابزار و امکانات ارائه و ماکت و طراحی و ... آیا این نسبت منطقی و معقول است؟ اگر بتوانیم کارها را زمان بندی و تنشهای گروهی را مدیریت، اولویتها را شناسایی و شخصیت کاری خود را پرورش دهیم، مطمئن هستم که میتوان در پروژه های سنگین هم ساعات کاری مناسبی داشت. هرچند در برخی موارد به دلایل مختلف از جمله تراکم کارها و ... مجبور هستیم ساعات شب را به کار بپردازیم که هیچ اشکالی هم ندارد. اما مراقب باشیم اگر توجیه مناسبی برایش نباشد، میتواند ناشی از کم توجهی ما باشد.



تغییرات دقیقه نودی بیشتر مخرب هستند تا سازنده

توقف طراحی به اندازه ضرورتش دشوار است! باید توجه کنیم که در چه مقطعی باید طراحی را متوقف کنیم و از کجا به بعد تغییرات مفید نخواهند بود. از فضای خیلی از دانشگاهها اطلاعی ندارم اما میدانم بسیاری از جماعت دانشجویان تصور میکنند اگر روزهای مانده به تحویل، قطره چکانی بیشتر شوند و به مقدار مطلوب کش بیایند حتما پروژه شان در این روزها به یک شاهکار تبدیل میشود. قبول دارم که ممکن است گاها تراکم کارها باعث تاخیر در تحویل برخی از پروژه ها شوند اما برای خیلی ها خطر تبدیل این اتفاق به عادت وجود دارد.

همین مساله نیز به نوعی موید نکته قبلیست. اگر من در طول سه ماه نمیتوانم یک پروژه را به حد مطلوبی برسانم که در زمان تحویل ارائه شود، و اگر فارغ از خوش بینی حقیقتا میتوانم این مسئولیت را در چهار پنج روز نهایی انجام دهم، یعنی من در این ماهها چیزی را از قلم انداخته ام. چیزی مانند مدیریت کارها، مدیریت زمان، انگیزش و پشتکار یا ... . توجه به این نکته را از خاطر نبرید شخصیت کاری هرکدام از ما چنین خصلتهایی را شکل میدهند و با احتمال قریب به یقین اگر چند سال بعد با شخصیت کاری پرورش یافته به این عادات دانشجویی خود بنگریم، احتمالا قضاوتی متفاوت خواهیم داشت.


بتوانید خودتان را در چند دقیقه معرفی کنید!

این دغدغه شاید خیلی اوقات در ترمهای پایانی سراغتان بیاید. اما زمینه اش از ترمهای پیش میتواند فراهم شود. بدانید و آگاه باشید که اولین باری که بخواهید خودتان را معرفی کنید و ابزاری نداشته باشید تا در چند دقیقه معرف شما باشد، خجالت و شاید هم قدری ناکامی سراغتان می آید. رزومه به هر شکلی (حتی در ابتداییترین حالت ممکن) یک ضرورت برای زمان خروج از دانشگاه است. در مورد رزومه های معماری، روال قدری فرق میکند که البته خودم را در صلاحیت صحبت پیرامون این مساله نمیبینم اما با قدری جستجو میتوانید نمونه های خوبی از صاحب نظران بیابید. در ترمهای اولیه و میانی شاید احتیاجی به رزومه نداشته باشید اما ترمهای پایانی این دغدغه به سراغتان می آید. بخاطر بسپارید که پورتفولیو، رزومه یا ... باید بیان کارهای معماری شما باشند، نه صرفا مهارتهای رندرگیری شما!


استاد از فلان المان یا فلان کار خوشش می آید

خود اساتید محترم دانشگاهی بیشتر از دانشجویان واقف به این مساله هستند که نظر شخصی و قضاوتهای شخصیشان درمورد آثار معماری چه جایگاهی در امر آموزش دارد. کتابهای دکتر حجت (مشق معماری و معماری در دل ماست) نمونه های موفقی از بیان پروژه هایی هستند که استاد بدون تحمیل نظر خود آنچه که درون دانشجویان هست را میپرورانند و به آن ارج مینهد. توجه به این نکته ضروریست که حتی در کرکسیونها هم دیده میشوند که نظرات مخالف دانشجو و استاد در طی گفتگوهای کرکسیون به نظری واحد میرسد که یا همسو با نظر دانشجوست یا حداقل نظری بینابینی.



مسیرتان را از یکجا به بعد تعیین کنید

نمیدانم دو سال دیگر همچنان به این حرف پایبند هستم یا نه اما فکر میکنم حداقل سال پایانی دانشگاه زمان مناسب و لازم برای ورود دانشجو به حوزه مورد علاقه اش است. یعنی دانشجو باید برحسب نیازهای خودش، بازار کار، روحیات و ... یک زمینه را تعیین کند تا در انتهای تحصیلش در آن زمینه یک حرفه ای شناخته شود. هرچیزی نظیر انرژی در معماری، تاریخ معماری، مقوله آموزش در معماری، بحثهای تئوریک و ... . لطفا حواستان هم باشد که ملزومات بازار را به عنوان گرایش انتخابی خود برنگزینید! مثلا دانش بی آی ام تا چند سال دیگر جزء ملزومات بازار به حساب می آید. پس شما با دانستن بی آی ام (با وجود ارزشمندی آن) نمیتوانید بر خود ببالید. چرا که ندانستن آن بیشتر شایسته مذمت است تا دانستن آن شایسته تحسین. اما اگر به حدی برسید که در آینده بتوانید یک متخصص بیم بحساب آیید و از صاحب نظران باشید (بالاتر از استفاده کننده صرف) ارزشمند است.


هرچیز که دیدید و هرچیز که خواندید

دو کاری که هرگز به شما زیان نمیرسانند خواندن و دیدن هستند؛ دیدن تمام بناهایی که ممکن است در راهتان پدید آید و خواندن هدفمند کتابهایی که با توجه به سطحتان مفید هستند. نابجا نیست اگر بگویم یک کلیسای کوچک نهایتا 30 مترمربعی که در یک سفر به آن برخوردم، بسیاری نکته برای "دیدن" داشت. به لطف ماهیت دوست داشتنی رشته مان، دیدن حتی بناهای کم ارزش هم میتوانند چیزی برای یاد دادن داشته باشند.

 فواید و مزیتهای مطالعه هم که امروزه بر کسی پوشیده نیست جز برخی دانشجویان معماری! (البته فقط برخی) دانشجویان معماری به واسطه ماهیت دروسشان کمتر درگیر مطالعه آزاد میشوند و بعضا به اندازه سایر دانشجویان از بقیه رشته ها مطالعه نمیکنند. بیراه نیست اگر بپنداریم که دروس طراحی هم به پیش زمینه های نظری قوی احتیاج دارند که با مطالعه قابل حصول است. پایه های نظام آموزش معماری (چه در ابعاد ملی چه در ابعاد کلاسی) مستلزم استدلالهای تئوریک در باب معماری است تا بینش ما را شکل دهند.



کسب درآمد به چه قیمت

صحبت در این مورد (و تقریبا سایر مواردی که پای پول در میان است) کار سختی است! نمیتوان نظر قطعی گفت اما پرداختن به کارهایی که دور از معماری باشند به بهانه کسب درآمد باعث میشود در زمینه ای وقت و روابط صرف کنید که آینده خاصی برایتان ندارد. همین زمان چنانچه صرف توانمندسازی نرم افزاری، مطالعه کتاب، بازدید و ... شود میتواند برایتان مفیدتر باشد. اگر بتوانید کارهای حتی کوچک معماری انجام دهید (یا کارهایی که به معماریتان کمک کند) با هر درآمد اولیه اندکی، هم تجربه خوبی برایتان دارد هم روابط کارساز. خیلی از کارها هم هستند که در کوتاه مدت بدون مواجب به نظر می آیند اما قطعا سود تجربه و روابط حاصل از آن در دراز مدت با هیچ سود مالی کوتاه مدتی قابل قیاس نیست.


از همراهی شما با این پست سپاسگزارم. در آینده نه چندان دور، در مورد تجارب این چنینی بیشتر قلم خواهم زد.



نظرات (۲)

  • مونا وزیرپور
  • بسیار عالی بود.تک تک نکات رو به خوبی میشه براش مصداق پیدا کرد.
    اینکه آدم تجارب خودش رو یکجا جمع بندی شده ببینه جالبه.
    ممنون!منتظر نصیحت های بعدی هستم!
  • علیرضا هوشمندی
  • خیلی از مسیر هایی که در پیش رو داریم رو با دونستن تجارب افرادی که این راه رو رفتند ، بی خطر و هموار میشن !
    شاید ساده تر از چیزی که فکرشو می کنیم . . . 
    در واقع تجربه را تجربه کردن خطاست ! 

    نظرات خود را در زیر بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی