معماری ما

تجربه را تجربه کردن خطا ست
معماری ما
همراهی با خبرنامه‌ی معماری ما
آخرین نظرات
  • ۶ آبان ۹۶، ۱۱:۱۹ - navid ti
    assa


          پروژه جدیدی که در غرب تهران چندی است خبرساز شده است، بازار ایرانی اسلامی شهر جدید اندیشه است که از آغاز ساخت که با حضور جناب حداد عادل کلنگ خورد تا افتتاح که با حضور شخص رییس جمهور انجام شد، ما را بر آن داشت تا نگاهی به این ساختمان داشته باشیم. ساختمانی که در مایه ی معماری سنتی ایرانی و الگوگیری مستقیم از میدان نقش جهان ساخته شده است تا عرصه وسیعی برای کاربریهای تجاری فراهم آورد. این نوشتار نقدی است کوتاه بر آنچه که بعنوان معماری سنتی درجامعه عرضه میشود و در تلاش است تا تفاوتهای معماری "سنتی" و معماری "ایرانی" امروز را در یابد.


ضرورت و مفهوم ارائه طرحی "ایرانی"

سوال اول آنکه اساسا ضرورت ارائه طرح ایرانی در چیست؟ یا اینکه چه چیزی باعث میشود معمار تلاش کند طراحی خود را ایرانیزه کند و اگر این اتفاق نیفتد چه چیزی از طرح کاسته میشود؟

واضح است که ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر اسلوب معماری منحصربه فردی دارد. این اسلوب معماری ایرانی بواسطه اینکه در طول سالیان متمادی همراه با دیگر جنبه های زندگی ایرانیان پرورش یافته بود، میتوانست پاسخگوی جامع نیازهای ایرانیان باشد. این جمله یعنی که یک خانه ایرانی برای بازی کودکان، فعالیتهای مرتبط به آشپزی و خانه داری، استراحت ساکنین، اقامت مهمان، ملاقاتهای اعضای خانه با غریبگان، انبار کردن وسایل خانه، صرف غذا در منزل، تیمار احشام و سایر فعالیتهای زندگی یک "ایرانی" (با اعتقادات مذهبی، ریشه های تاریخی و فرهنگی منحصر به خود) عرصه ای مناسب فراهم می آورد.

جدای از این مسائل، معماری ایران هماهنگ با اوضاع اقلیمی هر منطقه هم بود. یعنی اهالی کویر، نظیر ساحل نشینان مناطق مرطوب شمال، با استفاده از طبیعت و مصالح در دسترس معماری و شهرسازی ای را پدید آورده بودند که موجب آسایش بیشتر خودشان باشد. این هماهنگی درمورد هر معماری سابقه دار و اصیلی، منطقا رخ میدهد و منحصر به ایران نیست. یعنی در گزاره فوق اگر "ایرانی" را با واژگانی نظیر "یونانی"، "ژاپنی"، "چینی" و امثالهم جایگزین کنیم همچنان عبارتی صحیح و صادق است. اما آیا این سبک معماری میتواند همچنان تداوم یابد یا نه؟

همانطور که در گذشته سبک معماری ایرانی میتوانست پاسخگوی نیازهای ایرانیان باشد و همین باعث ماندگاری آن شده بود، در عصر حاضر نیز معماری ای را میتوان "ایرانی" دانست که عرصه مناسب برای تمام رفتارهای "ایرانیان" را فراهم آورد. پاسخ طراحانه به این رفتارها را الزاما نمیتوان در پاسخهای پیشینیان یافت. ضمن اینکه با توجه به تغییر سریع سبک زندگی انسانها در روزگار حاضر، تغییرات معماری سریعتر و اجتناب ناپذیر تر از پیش شده اند و مجددا معماری ای پایدار خواهد بود که بتواند پاسخگوی نیازهای روز جامعه ایرانیان باشد.



 

بازمصرف الگوهای قدیمی

در وهله اول، سوالی که ممکن است ذهن بیننده را به خود جذب کند، ضرورت بازمصرف الگوهای قدیمی است. مدت نسبتا طولانی است که در معماری بناهای مختلف کشور، برخی طراحان به الگوهای (اغلب) فرمال کلاسیک گرایش پیدا کرده اند. به این عنوان که میپندارند اگر در طراحی یک ساختمان، عناصری نظیر گنبد، مقرنس، حوض و .... کنار هم جمع شوند، طرح حاصل به معماری ایرانی نزدیکتر خواهد بود. خوشبختانه برخی آثار معاصر نظیر موزه هنرهای معاصر، برج آزادی، فرهنگسرای نیاوران و بیشتر آثار یادمانی مرحوم هوشنگ سیحون و... این نکته را بر ما روشن کرده اند که طرح میتواند بقدری با مخاطب ایرانی ارتباط برقرار کند تا "ایرانی" قلمداد شود حتی اگر فاقد مصادیق محض سنتی باشد. یعنی اکثر مردم بعنوان مثال بنای آرامگاهی خیام را بنایی ایرانی میداند، حال آنکه تنها بهره ی بصری مستقیم آن از معماری سنتی شاید کاشیکاریهای سنتی باشد و فرم آن در معماری سنتی بی همتا و یگانه است و اگر پیوندی با معماری سنتی دارد، در لایه های زیرین کار نهفته و پیوند مستقیم نیست. همین روند درمورد معماری مقبره ابن سینا صادق است با این تفاوت که خبری از کاشیهای ایرانی هم نیست و تنها عامل بصری ارتباط دهنده به معماری سنتی، گنبد رک بالای برج است. این سخنان را درمورد سایر بناهای ذکر شده نیز میتوان تعمیم داد. به عبارت دیگر طرحی را میتوان ایرانی دانست که ارتباط مناسبی با مخاطب ایرانی برقرار کند و این امر الزاما با استفاده مستقیم از ظواهر معماری سنتی حاصل نمیشود.



مساله دیگر درمورد الگوهای قدیمی این است که اساسا مصالح و فنون ساخت در گذشته، بروز چنین فرمهایی را درپی داشته و معماران آن دوران چنین فرمهایی را مناسبترین فرم ساخت با این مصالح میدانستند. حال آنکه درمورد مصالح امروزی نمیتوان چنین فرمهایی را مناسبترین و پایدارترین فرم دانست و بر این اساس اقدام به ساخت عینی آنها با مصالح جدید نمود. حتی معماران گذشته ما نیز اگر با مصالح امروزی روبرو میشدند احتمالا پاسخهای فرمال دیگری نسبت به آنچه پدید آورده اند، می آوردند.

 


معماری ایرانی در دوران حاضر

حال در مورد اینکه چه چیزی باید در یک بنا جریان داشته باشد تا بتوانیم آن بنا را ایرانی بخوانیم، میتوان گفت که المانهای مرتبط کننده با معماری قدیمی شاید نقش نسبتا مثبتی در این امر داشته باشند اما قطعا تمام ماجرا این نیست. به بیان دیگر، "نوستالژیک" بودن یک فضا که با آجر ساخته شده و حوض آبی وسط آن جاریست نمیتواند بار سنگین "ایرانی" بودن طرح را به دوش بکشند. بلکه طرح حتی با بهره کمتر از جلوه های بصری سنتی، به شرط ارتباط بیشتر با الگوهای زندگی ایرانیان میتواند "ایرانی" قلمداد شود. اگر یک بنا فرمی کاملا دگردیسی یافته از فرمهای سنتی داشته باشد (دگردیسی بر حسب شرایط پروژه)، الگوهای زندگی یک ایرانی عصر حاضر، روح جاری در اقلیم و منطقه و مواردی از این دست را در خود داشته باشد ارتباط بهتری با کاربر ایرانی برقرار میکند و میتواند "ایرانی تر" باشد تا طرحی که با بی توجهی به این مسائل صرفا به دنبال فرمهای سنتی است.

این تغییر روند معماری به سمت معماری ای که همگام با زندگی امروز مردم باشد، ما را از معماری ایرانی دور نمیکند. این تغییرات در طول دوران گذشته نیز در معماری ایرانی حادث شده اما به سبب مقتضیات زمان، سرعت تغییر آن کمتر و نامحسوس تر بوده. 




نظرات (۳)

  • مونا وزیرپور
  • پست در بردارنده نکاتی بود که در طول خوندنش به ذهنم برای پاسخ به این مسئله ایجاد شده بود.
    اول باید بگم که متأسفانه این بنارو از نزدیک ندیدم اما در کل بنظرم این حرف که ما متوجه بشیم که مبنای معماری گذشته بر اساس کدام نیاز ها بوده و بعد پاسخ متناسب با زمان به اون نیاز ها بدیم که بهترین تفکره.
    اما واقعا گاهی چند المان مثل همان آجر و قوس و حوض اگر هنرمندانه کنار هم باشند حتی اگر صرفا نقش المان داشته باشند تأثیر خیلی زیادی ایجاد میکنند.بنظرم رعایت مرز خلاقیت به پاسخگویی نیاز ها و رعایت حس آشنایی بصری و حسی بناهای گذشته و ترکیب درست این دو عامل با هم بتونه بنایی متناسب. با این کاربری ها رو پدید بیاره.
    پاسخ:
    متشکرم از توجهتون
    در مورد این مساله که میفرمایید (با قدری تعدیل البته) باید بگم نظرم همراستا و موافق با شماست. در مورد احتیاط بر سر "ایرانی" خواندن پروژه های اینچنینی هم به نظر میاد هم عقیده هستیم.
    اول اینکه متن از نظر ادبی و نوشتار خیلی عالیه واقعا 
    مطالبی هم که ذکر کردین واقعا به نظرم دغدغه ی اساسی امروز معماری ماست
    استفاده از المان های معماری سنتی در جای خودش با توجیه مناسب میتونه کارا باشه اما اونچه که یک اثر رو از ارزش و اعتبار میندازه "تقلید" صرف از قوس و گنبد و سایر مصالح بدون توجیه مناسبه

    پاسخ:
    ممنون از لطفتون
    این مساله که میفرمایید تو نظرات بقیه دوستان (تا اینجا) هم دیده میشه. باید بگم با این دیدگاه همسو و هم عقیده هستم و به نظر میرسه جا داشت توی متن به این نکته هم پرداخته بشه (چون جزء نکات بیان شده هر سه تا نظر دوستانه)
  • محمدمهدی کاوه جبلی
  • ممنون،خیلی خوب بود...چند تا نکته بود که به نظرم در مطلب کمرنگ بود:
    بیشتر اتفاقات اصلی در معماری سنتی ایران جدای از فرم بوده،مثلا برنامه فیزیکی،سلسله مراتب فضاها و ... که فکر می کنم با توجه به اینکه هنوز سبک زندگی خیل کثیری از مردم کشور ما تغییرات زیادی نداشته،بشه با مطالعه درست و انجام اعمال های معمارانه از این اتفاقات خوب معماری گذشته ایده های خوبی برای معماری امروز گرفت.
    گاهی اوقات فرم هم میتونه کپی بشه !!! مثلا داریم یه دیوار ماسونی رو میچینیم و میرسیم به "در" ... حالا دو تا راه هست یا اینکه نعل درگاه بزاریم و درمون کاملا مستطیلی بشه،یا اینکه روی در رو با قوس ببندیم... انتخاب هر کدوم از این راه ها کاملا بستگی به طرح داره ولی شاید معماری گذشته ما و به تبعش نوستالژی های ما هم یکی از فاکتورهایی باشه که روی انتخابمون تاثیر بزاره. 
    پاسخ:
    ممنون کاوه جان
    نکته اولی که گفتی جالب بود. نکته دوم هم همونطور که بقیه دوستانم اشاره کردن حائز اهمیته و البته با تفکر بنده هم نسبتا همراستا است.
    بازم تشکر

    نظرات خود را در زیر بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی